یه پُک حرفای پوشالی ... |
|
بعد یه عمر سکوت و غم، یهو شدی وجود من مثل نیایش و دعا، رکوع من، سجود من می خوام تو رو داد بزنم، حسمو فریاد بزنم از کوچه چشای تو، طعنه به مهتاب بزنم پرسه زدن با یاد تو، با سایه خیال تو ندیدنو، کشیدن عکس تبه چشای تو مثل هوس بازی شب با سحره حسه منم خیالیه، بی ثمره ولی بذار حرف دلو برات بگم اگه نوازشم کنی، باورمم به پات میدم اثر: حمید رضا ترتیبی-۱۱/۰۷/۸۸ نظرات شما عزیزان: |